X
تبلیغات
تاریخی - تحلیلی - خبری درباره قاراباغ - جنایات ارامنه و موضع ایران

نسل کشی ارامنه !؟!؟؟!؟!؟!؟!؟!

نسل کشی ارامنه  !؟!؟؟!؟!؟!؟!؟!


جنایات ارامنه و موضع ایران

جنایات ارامنه و موضع ایران 

اکثر سیاستمداران بر این باورند که برای بالا بردن منافع و قدرت ملی باید طوری سیاستهای داخلی و خارجی را تنظیم کنند که با کمترین هزینه بیشترین سود را ببرند. در روابط بین الملل نیز دولتها برای خود یک منطقه مانور ترسیم می کنند که در این منطقه شعارها و برنامه های خود را پیاده می کنند.. بطور مثال قبل از شکست بلوک شرق، آمریکا و دول غرب همیشه تلاش می کردند که با حمایت های مختلف از کشورهای دیگر و تبلیغات گوناگون در این کشورها مانع نفوذ کمونیسم در آنها بشوند. برای اینکار روابط خود را با دیگر دول به نحو چشمگیری افزایش داده بودند و در بخشهایی مانند اقتصاد و فرهنگ آنها را حمایت می کردند. و نهایتا نیز بلوک شرق با فروپاشی شوروی فرو ریخت و جهان تک قطبی شد. پس لزوما سیاستهای خارجی نیز از نو طراحی شدند.

مواضع ایران در ادوار مختلف تاریخی در بخش سیاست خارجی رویهم رفته بر اساس یکسری اهداف  بکار گرفته شده است. مثلا سیاست خارجی کنونی ایران بر مبنای مقابله با آمریکا و اسرائیل می باشد.  بر این اساس ایران حامی حرکتهای آزادیبخش فلسطین در مقابل اشغالگران اسرائیل بوده و در تمامی مواضع سیاسی و تبلیغات رسانه ای خود از اسرائیل به عنوان یک دولت جنایتکار و غاصب یاد می کند. و اینکه  اخیرا نیز آقای احمدی نژاد هولوکاست را واقعه ای دروغین معرفی کردند و به دنبال آن مورخین خارجی و نویسندگان داخلی در آن مقوله نظریات خود را ابراز نمودند.

نکته حائز اهمیت اینجاست که دولت ایران در سیاست خارجی خود در زمینه محکوم کردن متجاوزین و اشغالگران بلاد اسلامی، سیاست یک بام و دو هوا را پیش گرفته است. بارزترین گواه این موضوع موضعگیری جمهوری اسلامی ایران در مقابل دولت جنایتکار و غاصب ارمنستان در اشغال اراضی مسلمانان قره باغ آذربایجان می باشد. از زمانی که ارامنه جنایتهای خود را در مناطق مختلف آذربایجان شروع کردند هیچ گونه انزجاری نسبت به جنایتهای آنها از طرف دولتمردان ایران انجام نگرفته در عوض همکاریهای مختلف سیاسی و اقتصادی با ارمنستان همچنان ادامه دارد! بطور مثال در تمامی نقشه های ایرانی منطقه اشغالی قره باغ جزء خاک ارمنستان قلمداد می شود. و در رسانه های گروهی ایران از قره باغ به عنوان منطقه مورد مناقشه!! یاد می شود

مورد دیگر عبارت است از اینکه ارامنه مقیم ایران هر ساله با مجوز گرفتن از دولت اسلامی ایران علیه یک کشور مسلمان دیگر اقدام به  راهپیمایی آزاد  در پایتخت ام القرای اسلامی - و طرح ادعاهای کذایی خود می پردازند! و کشور مسلمان ترکیه را با توهینهای مختلف مورد خطاب این ادعاها قرار می دهند. جسارت ارامنه شرکت کننده در این راهپیمایی به جایی رسیده است که  پارسال چندین تن از دانشجویان آذربایجانی را مورد ضرب و شتم قرار داده و یکی از آنها را با چاقو به شدت زخمی کردند. . و یا عدم برخورد نهادهای امنیتی و قضایی کشور با ارامنه در مورد ربوده شدن یکی از جوانان تبریز  (دو سال پیش) توسط ارامنه و به دنبال آن مورد ضرب و شتم و اهانت قرار گرفتن وی نمونه ای از  چشم پوشی دولت ایران در قبال اعمال خشونت آمیز و جنایتکارانه ارامنه می باشد.

در مقابل، سالهاست  مردم آذربایجان علی الخصوص دانشجویان آذربایجانی خواستار  اخذ مجوز از وزارت کشور جهت راهپیمایی در محکومیت جنایات ارامنه در قره باغ و شهرهای خوی، سلماس، ارومیه (در اوایل قرن بیستم) و... شده اند تا بدین طریق یاد شهدای خود را که به دست ارامنه شهید شده اند زنده نگه دارند ولی هیچ مجوزی در این مورد به آنها داده نمی شود! دولتمردان ایران که خود را حامیان سرسخت اسلام نشان می دهند چطور خواهند توانست جواب شهدای سلماس، خوی، ارومیه، قاراباغ، خوجالی و... را که بدست این جنایتکاران شهید شده اند، بدهند.

در اسفند ماه سال 1384 در روز سالگرد نسل کشی مردم مسلمان خوجالی (قره باغ) توسط ارامنه، هزاران تن از جوانان و مردم شهرهای مختلف آذربایجان (مثل تبریز، ارومیه، سولدوز و...) در مقابل کلیسای ارامنه در شهر تبریز تجمع کردند و با شعارهای خود خواستار محکوم کردن جنایات ارامنه در دو سوی آراز (ارس) بودند. در آن حال نیروهای امنیتی و انتظامی با خشونت هر چه تمامتر به سرکوب این حرکت پرداختند و عده زیادی از تجمع کنندگان را با عناوین اخلال گر!! به زندان و یا بازداشت گاههای حفاظت اطلاعات انتظامی و یا خود اطلاعات انتقال دادند. عده ای از این دستگیرشدگان حدود یک ماه را در زندان و یا بازداشت گاههای مذکور زندانی بودند و از حقوق اولیه یک زندانی نیز محروم بودند. در کشوری که بنیانهای آن بر اساس حمایت از مسلمین و مبارزه با ظالمین بنا نهاده شده است چنین کارشکنیها و برخوردهای خشونت آمیز و غیرقانونی چه معنایی می تواند داشته باشد؟

آقای احمدی نژاد تلاش می کند تا دروغ بودن هولوکاست را اثبات کند ولی در مورد جنایتکارانی که در بیخ گوشش خوابیده اند مهر سکوت بر لب زده است. ایشان اگر کمی به خود زحمت دهند و به مستندات تاریخی و عینی سر بزنند می فهمند که نسل کشی مورد ادعای ارامنه در عصر عثمانی (خلافت اسلامی) صورت نگرفته است بلکه این ادعاهای واهی دست آویزی در دست ارامنه می باشد تا در مورد جنایات خود در خصوص  نسل کشی مسلمانان سرپوش بگذارند.

ارامنه ادعا می کنند که در سال 1915 چند میلیون از آنها توسط دولت مسلمان عثمانی کشته شده اند. ولی با مطالعه دقیق و روشن اسناد مربوط به آنزمان می بینیم که کل ارامنه دنیا در سال مذکور به چند میلیون نفر نمی رسید که این مقدار از آنها کشته شوند! ثانیا ارامنه با دولت انگلیس و روسیه پیمان بسته بودند که با شورشهای مختلف خلافت اسلامی را تضعیف کنند و در عوض به آنها وعده ایجاد ارمنستان بزرگ! را داده بودند. لذا دسته های مختلف داشناک و هنچاک به قتل عام مردم مسلمان ترکیه، آذربایجان و آذربایجان ایران زدند. بر این اساس در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم با حمایت روسیه، ارامنه وارد خاک مناطق مسلمان نشین آذربایجان (مثل ایروان)  شدند و با نسل کشی و پاک سازی قومی کشور ارمنستان کنونی را به وجود آوردند. بعدها برای اینکه به جنایتهای خود سرپوش بگذارند این کوچ دسته جمعی و خیانت  به دولت مسلمان عثمانی را کوچ اجباری و قتل عام معرفی کردند!!

"در جنگهای ایران و روس كلیساهای ارامنه بزرگترین خیانت ها را نسبت به لشكریان ایران نموده و عامل مهمی در شكست آنها از روسها میباشند كه سعید نفیسی در كتاب معروف خویش تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دوره معاصر به آن بارها سخن گفته كه جز كوچكی از آن فاجعه چنین نوشته شده : در 25 آوریل 1827 (28 رمضان 1242) بنكدروف بی مانعی صومعه ایچمیادزین (اوچ كلیسا) را كه شب پیش لشكریان ایران تخیله كرده بودند تصرف كرده پادگان ایران در آنجا شامل چهارصد تن آذوقه بود هنگام تخلیه آذوقه كشیشان ارمنی را با خود برده بودند نرسس خلیفه ارمنیان با سپاهیان روس همدست بود و با ایشان وارد ایچمیادزین شد  و نفوذ روحانی فوق العاده او در میان ارمنیان آن سرزمین مؤثر شده و توانستند عده ای از ارمنیان را مسلح بكنند و آذوقه ای برای خود بدست آورند و از وضع سپاه ایران آگاه شوند (ص 135 ج 2) و در اغلب امورات نرسس خلیفه ارمنیان به كمك پاسیكویچ (فرمانده روس ها در جنگ ایران و روس ) می شتافت و به معرفی نرسس پاسیكویچ كسی را كه لازار لازاروف نام داشت مأمور كرد كه ارمنیان را به مقصد برساند اینها همان ارمنیانی بودند كه به نوشته مرحوم سعید نفیسی به تعداد 80 هزارنفر طبق ماده 16 عهدنامه ننگین تركمنچای به ماورا قفقاز رفتند (ص 176ج 2 همان منبع) این واقعه در صفحه 367 تاریخ ارمنستان نیز چنین آمده : این مهاجرت مورد تشویق مقامات روسی قرار گرفت چنانكه اداره امور ایشان را به سرهنگ لازاروف ارمنی محول نمودند به مهاجران امتیازات زمینی و وسایل لازم برای كشاورزی دادند و ایشان را برای مدت 5 سال از پرداخت مالیات معاف كردند. البته لازم است كه گفته شود سیاست روسها همگام با سردمداران كلیساهای ارامنه حالا معلوم میشود كه براین بوده كه تركیب جمعیتی آن مناطق را كه اغلب ساكنین آن آذربایجانی بودند به نفع ارامنه تغییر دهند

در حوادث 30 مارس 1918 باكو نیز كه در كتاب توفان برفراز قفقاز صفحه 30 نیز شرح داده شده چگونه با بلشویك ها ارامنه دست به دست شده و به كشتار مسلمانان دست میزنند كه به نوشته اغلب مورخین گرچه ارامنه برهبری شامیان به باكو حمله می كنند ولی كلیه فرمانهای كشتار را كلیساها صادر كرده و مورد اجرا قرار میگرفت و در این قتل عام تنها در داخل شهر 14 هزار نفر شهید میشوند كه عده ای از آنها طبق نوشته مورخین از آذربایجان جنوبی بوده اند كه به دنبال كسب و كار به باكو رفته بودند مورد كشتار قرار میگیرند و مرحوم پیشه وری در خاطرات خویش مینویسد كسانی را در كاروانسراها به چشمان خویش دیدم كه بقدری سوخته بودند كه تبدیل به زغال شده بودند كه این امر عمق فاجعه انسانی را در آن شهر نشان میدهد و حتی پیشه وری به شهادت 600 نفر از ساكنین باكو كه از آذربایجان جنوبی بوده اند اشاره میكند و اما به عقیده بعضی از مورخین این تعداد خیلی بیشتر از آن بوده است و بنوشته كاوه بیات در كتاب توفان برفراز قفقاز اختلاف بین بلشویك و مساوات تبدیل به نزاع ارمنی و مسلمان گردیده و حتی اماكن مذهبی از جمله مسجد تازه پیر و دیگر مكانهای وابسته به مسلمانان مورد هجوم و تخریب قرار میگیرد كه همه آن احكام از طرف كلیساها صادر میشده است كلیسایی كه در آغوش خویش داشناك های تروریست را جای داده و به تقویت آن پرداخته است و برای اثبات این ادعا میتوان كلیه نشریاتی را كه ارامنه وابسته به داشناك در ایران منتشر كرده اند به نوعی وابسته به كلیساها بوده اند و حتی در چاپخانه های خلیفه گریها چاپ شده اند بطوریكه آندرائیك هوویان در كتاب ارمنیان آنها را رسماً اعلام كرده كه وابسته به حزب تروریستی داشناك مثلاً در تبریز و در خلیفه گری ارامنه چاپ و منتشر شده اند." (برگرفته از مقاله: "كلیسای ارامنه مروج آپارتاید و تروریسم" نوشته  علی سلیمانی )

 در حال حاضر نیز لابیهای مختلف ارامنه تلاش خود را برای طرح چنین ادعاهای کذایی به کار می برند. ولی سوالی که در اینجا قابل ذکر است این است: چطور شده است که دولتمردان ایران همواره اسرائیل و لابیهای آن را در جهان به خوبی می شناسند و انزجار خود را از آنها نشان می دهند ولی نسبت به دولت جنایتکار ارمنستان و لابیهای ارمنی در جهان هیچ گونه واکنشی نشان نمی دهند؟

جنایتهایی که ارامنه از سال 1992 در قاراباغ مرتکب شده اند آب پاکی را به دست هر چی فاشیست یهودی و نازی است ریخته است.

اخیرا نیز مسجد معروف شهر آغدام را به طویله و خوک دانی تبدیل کرده اند. تا به حال در هیچ کجای دنیا  حتی در فلسطین  با چنین صحنه هایی مواجه نیستیم.


آیا وقت آن نرسیده است که دولت ایران در سیاست خارجی خود در این زمینه بازنگری کند؟

 

آیتان تبریزلی

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 22:48 توسط قاراباغ |